حفاظت شده: تاثیر امواج مغناطیسی در تبدیل فاز کلسیت به آراگونیت

این محتوا با رمز محافظت شده است. برای مشاهده رمز را در پایین وارد کنید:

فرایند رسوب زدایی و حذف رسوبات پیشین

در فن آوری سختی گیری مغناطیسی  همراه با فرایند سختی گیری فرایند رسوبزدایی نیز رخ می‌دهد به این ترتیب که به مرور زمان رسوب های قبلی موجود درسیستم نیز در آب حل شده و از دیواره ها جدا می شوند که با فرایند تخلیه آبیا فیلتر در ابعاد میکرونی از سیستم خارج می‌شود و این در حالیست که تقریبا هیچ یک از روشهای معمول توانایی چنین فرایندی را ندارند و تنها راه حل موجود استفاده از اسید شویی است که این روش علاوه بر خسارت فراوان ناشی از خوردگی ، هزینه تعطیلی و راه اندازی مجدد را نیز به تاسیسات تحمیل میکند در صورتیکه استفاده از سختی گیری مغناطیسی نیاز به اسید شویی رابرطرف کرده و سیستم را از راه اندازی مجدد بی نیاز می‌کند .

رسوبات دریاچه‌ای

رسوبات دریاچه‌ای منشا متفاوتی دارد که عمده‌ترین آنها سه گروه آواری ، شیمیایی ، و بیولوژیکی طبقه‌بندی می‌شود. مهمترین رسوبات دریاچه‌ای عبارتند از :
رسوبات دریاچه‌ای (Limnic Sediment) رسوبات دریاچه‌ای منشا متفاوتی دارد که عمده‌ترین آنها سه گروه آواری ، شیمیایی ، و بیولوژیکی طبقه‌بندی می‌شود. مهمترین رسوبات دریاچه‌ای عبارتند از :
رسوبات کلاستیک دریاچه‌ای

این نوع رسوبات که شامل قطعه سنگ‌ها ، شن ، ماسه و رس می‌باشند به طور دائم از طریق رودخانه‌ها وارد دریاچه‌ها شده و ته نشست می‌گردند. قسمت اعظم مواد آواری وارد شده بوسیله رودخانه در مصب آنها ته نشین می‌شود و فقط مواد رسی که دانه ریزترند در فاصله دورتر و در نقاط عمیق‌تر دریاچه‌ها رسوب می‌کنند. رسوباتی که در مصب رودخانه‌ها ته نشین می‌شوند باعث تشکیل دلتا می‌گردند.

رسوبات آهکی دریاچه‌ای

رسوبات آهکی دریاچه‌ها دارای اهمیت چندانی نیستند و در اثر جمع شدن پوسته آهکی صدف‌ها ، جلبک‌های آهکی و سایر موجودات که دارای پوسته آهکی می‌باشند تشکیل می‌شود. این رسوبات همچنین در اثر ته‌نشین شدن کربنات کلسیم موجود در آب دریاچه‌ها نیز بوجود می‌آیند. رسوبات آهکی که در نزدیکی ساحل تشکیل می‌شوند گل آهکیکربنات کلسیم (Mud cul careous) نامیده می‌شوند. ضخامت آهک‌ها ممکن است تا چندین متر هم برسد که در حدود 90 تا 95% حاوی می‌باشد. در نواحی نیمه‌خشک قسمت عمده رسوبات عمیق دریاچه را کربنات کلسیم تشکیل می‌دهد که به صورت طبقات ضخیم آهک ااولیتیک دیده می‌شود.
رسوبات آهن‌دار دریاچه‌ای

در برخی مناطق که مقدار زیادی آهن به دریاچه‌ها حمل می‌گردد، آهن حمل شده در دریاچه‌ها رسوب کرده و تشکیل کانی‌های آهن‌دار را می‌دهد.
رسوبات آلی دریاچه‌ای

گیاهان و جانورانی که در دریاچه‌ها زندگی می‌کنند رسوبات قابل توجهی را تشکیل می‌دهند. به طور کلی برای تشکیل این نوع رسوبات در نوع دریاچه لازم است. اول آنهایی که از نظر مواد غذایی فقیر هستند، لذا موجودات کمی در این نوع دریاچه‌ها زندگی می‌کنند. دوم دریاچه‌هایی که به علت وجود مواد غذایی کافی مثل فسفر و نیتروژن به مقدار زیادی واجد پلانکتونها و دیاتوم‌ها می‌باشند. در کف این دریاچه‌ها نوعی لجن قهوه‌ای و یا تیره جمع می‌شود که منشا گیاهی و یا جانوری دارد. گاهی اوقات این لجن همراه با مواد رسی نیز می‌باشد. به این لجن Sapropel (ساپروپل) می‌گویند.

رسوبات نمکی دریاچه‌ای

اگر در اثر تبخیر مواد محلول دریاچه‌ها به حد اشباع برسند مقداری از آنها رسوب می‌کنند. از جمله این رسوبات می‌توان نمک طعام (NaCl) ، سولفات سدیم آبدار و کربنات سدیم آبدار را نام برد. میزان این نوع نمک‌ها در دریاچه‌هایی که در نواحی گرم و خشک قرار دارند زیاد می‌باشد زیرا در این دریاچه‌ها میزان تبخیر بسیار بالا است و تبخیر بیش از حد باعث افزایش غلظت نمک‌های موجود می‌شود. منبع : دانشنامه رشد

بررسی بهبود دهنده مغناطیسی آب در کشاورزی

افزایش جمعیت و نیاز روز افزون به مواد غذایی، بشر را به سمت بهره برداری غلط از منابع آب و خاک سوق داده و این در حالی است که پایداری بخش کشاورزی را زیر سوال برده است . عدم مصرف مواد الی و مصرف بی رویه آب ، سم و کود شیمیایی باعث افزایش تراکم خاک ، افزایش وزن مخصوص و کاهش نفوذ پذیری خاک شده است به همین دلیل ، ساختمان خاک سفت شده و شرایط مساعدی برای رشد و توسعه ریشه ی گیاه وجود ندارد . روند کاهش زمینهای حاصلخیز و کمبود آب خصوصا” در بخش کشاورزی ، محققان را واداشته تا با اختراع دستگاه رسوب زدا گامی بزرگ در جهت کاهش مشکلات و معضلات این بخش بردارند. در رسوب زدایی ، یک میدان مغناطیسی پیچیده و کمپلکس ، با اعمال نیرو بر روی یون های املاح رسوب گزار ( که عمدتا” از نوع بی کربنات های محلول بوده و از عوامل اصلی سختی آب می باشند) ، آنها را از حالت یونی خارج کرده و به شکل مولکولی تبدیل میکند . ماحصل این پروسه ، تبدیل کریستال یونی ( کمپلکس کلسایت در متداول ترین فرم که رسوبی سخت و پیچیده از خود به جای می گذارد ) به کریستال مولکولی(کمپلکس آراگونایت در متداول ترین فرم که نرم و غیر چسبنده است )می باشد . مولکول های حاصله به یکدیگر ملحق شده ( پدیده دانه برفی یا snow ball) و در آب به صورت شناور باقی می ماند . بدین سان نه تنها رسوب گذاری املاح متوقف می گردد بلکه امکان حذف این املاح معلق نسبتا” ساده نیز امکان پذیرخواهد شد.

استفاده از آبیاری مغناطیسی و مقابله با شوره زایی

نمک های موجود در خاک و آب در سطح خاک جمع شده و موجبات معضل شوره زایی و سفت شدن خاک را فراهم می کنند که تجمع نمک ها در اطراف ریشه ها باعث کاهش رشد گیاه شده که همان پیری زودرس است . حلالیت آب به دلیل آزاد شدن مولکول هایی که تا به حال درگیر یون های فوق الذکر بوده اند بالا رفته و با افزایش حلالیت آب ، کشش سطحی کاهش یافته و به دنبال آن ، خاصیت خیس کنندگی یا تر شوندگی خاک افزایش می یابد در نتیجه این فرایند ، ظرفیت نگهداری آّب در خاک افزایش یافته و میزان تبخیر درسطح خاک نسبت به آبیاری معمولی کاهش میابد که خود موجب پایین آمدن زمان آبیاری و صرفه جویی در مصرف آب می شود. با بالا رفتن حلالیت آب ، جذب کود و نمک های خاک توسط گیاه افزایش می یابد . که این موضوع به ارتقا کیفیت و رشد بهتر محصول کمک می کند در نتیجه خاک سفت (کلوخی ) که مانع رشد ریشه های گیاه بوده اند ، به خاک نرم تبدیل شده و ریشه زایی گیاه موجب می شود و به طبع آن ، گیاه شاداب تر شده و مواد غذایی را در اختیار برگ ها قرار میدهد که خود افزایش فتو سنتز ، کمیت ، کیفیت و زود رسی ( حدود 10 تا 20 روز ) محصول و نیز سطح سبز و تراکم یکنواخت و رفع مشکل آبسوزی در آبیاری بارانی را به ارمغان می آورد. با استفاده از این آب مغناطیسی کود و سم در آب بهتر حل شده و جذب آن نیز سریع تر و آسانتر می شود در نتیجه با مصرف کود کمتری به تنیجه دلخواه خواهیم رسید و از این لحاظ صرفه جویی نیز خواهیم داشت .

آزمایش عملی تاثیر میدان مغناطیسی بر رشد گیاه

هدف: بررسی تاثیر میدان مغناطیسی بر رشد گیاه

 

فرضیه:

1. میدان مغناطیسی باعث می شود گیاه زودتر جوانه بزند.

2.میدان مغناطیسی باعث رشد بیشتر و سریع تر گیاه می شود.

 

مواد لازم:

آهنربا

20 دانه لوبیا

دو ظرف پلاستیکی

خط کش

 

 

مقدمه: شرایط مناسبی از رطوبت، حرارت، اکسیژن  و نور برای جوانه زدن بذرها لازم می باشد. بذر گیاهان در رطوبت بین 25 تا 75 درصد وزنی ( نسبت به وزن خشک بذر ) جوانه می زنند. حرارت مناسب جوانه زدن بسیاری از بذرها بین 15 تا 30 درجه سانتیگراد است. بذر بسیاری از گیاهان زراعی در نور و بعضی در تاریکی جوانه می زند.

می بایستی توجه داشته باشیم که شرایط جوانه زدن در آزمایشگاه با شرایط سبز شدن در مزرعه از لحاظ رطوبت ، اکسیژن، حرارت، وجود میکروب ها و مقاومت خاک فرق دارد.

 

گیاهان برای رشد مطلوب و فرآیند فتوسنتز نیاز به جذب آب و موادغذایی ازخاک  دارند. عمده مواد غذایی موجود در خاک توسط گیاهان استفاده نمی شوند. تحقیقات نشان می دهد که اعمال میدان مغناطیسی بر گیاهان باعث خواهد شد که گیاه از درصد بالاتری از مواد غذایی موجود در خاک بهره ببرد و بدین ترتیب از رشد بهتری برخوردار باشد. مطالعه نتایج این تحقیقات ما را ترغیب کرد تا دست به انجام آزمایشی مشابه و البته ساده بزنیم تا دانش آموزان بتوانند با وسایل ساده تر به نتیجه فوق برسند.

 

روش انجام آزمایش

در هر ظرف پلاستیکی 10 دانه لوبیا کاشته و هر دو ظرف را در شرایط یکسان از نظر نور، دما و رطوبت قرار می دهیم، بدین منظور هر دو ظرف را مقابل پنجره اتاق قرار می دهیم، روی یکی از ظرف ها برچسب ظرف آزمایش و روی دیگری برچسب ظرف کنترل می زنیم. در کنار ظرف آزمایش آهنربایی قرار می دهیم تا میدان مغناطیسی لازم را به ظرف آزمایش اعمال کند. بعداز 7 روز اولین جوانه ها از ظرف آزمایش بیرون آمدند، که از آن نتیجه می گیریم که میدان مغناطیسی باعث می شود که گیاه زودتر از خاک بیرون آید، بنابراین می توان گفت فرضیه اول ما درست بوده است.

بعد از این که ظرف کنترل نیز جوانه زد طول اولیه ساقه لوبیای ظرف آزمایش را اندازه گرفته و یادداشت می کنیم، حال اگر بعد از 5 روز طول ساقه لوبیای هر دو ظرف آزمایش و کنترل را اندازه بگیریم و تغییرات طول ساقه را برای هر دو ظرف محاسبه کنیم می بینیم تغییرات طول ساقه هر دو به یک اندازه است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که میدان مغناطیسی تاثیری بر رشد گیاه ندارد و فرضیه دوم نادرست است.

 

لازم به ذکر است که این آزمایش به صورت گسترده تری در دانشگاه انجام شده است. دانشجویان تأثیر شدت و زمان های مختلف میدان مغناطیسی بر رفتار جوانه زنی و رشد گیاهچه گندم بررسی کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که میدان مغناطیسی باعث تحریکجوانه زنی گیاه می شود.

 

قرار گرفتن بذرها در معرض میدان مغناطیسی و به فواصل زمانی مختلف بر طول ساقچه  بیشتر از طول گیاهچه اثر داشت. با افزایش زمان قرار گرفتن در میدان مغناطیسی درمدت 10 دقیقه افزایش طول گیاهچه مشاهده شد، ولی پس از آن طول گیاهچه واکنش زیادی در زمان های 20 و 30 دقیقه نشان نداد. جالب است که ما با انجام آزمایش فوق به این نتیجه رسیدیم که میدان مغناطیسی تاثیری بر رشد گیاه ندارد اما طبق نتایج مقاله مذکور می بینیم که تاثیر دارد اما برای زمان خیلی کم (10 دقیقه). با توجه به اینکه اندازه گیری طول ساقه بعد از 5 روز صورت گرفته معقول است که نتیجه بگیریم که میدان مغناطیسی تاثیری بر رشد گیاه ندارد، و بیشتر بر سرعت جوانه زنی در گیاه تاثیر می گذارد.

 

منبع :  بخش پروژه های دانش آموزی تبیان – تهیه و تنظیم: فاطمه گودرزی

انواع نمودار رسوب شناسی

برای درک بهتر توزیع دانه‌ها در رسوبات از یک سری واژه‌های آماری استفاده کرد. محاسبات آماری آنالیز اندازه دانه‌ها ممکن است به چند روش انجام شود که یکی از این روشها رسم منحنی و محاسبات به روش ترسیمی می‌باشد. استفاده از منحنی و گرافیک در نمایش نتایج حاصله ، باعث تسهیل در بررسی آن می‌شود. در واقع یک منحنی خوب و درست بهتر از چند صفحه حرف و بیان است. در رسوب شناسی نمودارها و منحنیهای مختلفی استفاده می‌شود که در زیر توضیح داد شده است.
دید کلی
برای درک بهتر توزیع دانه‌ها در رسوبات از یک سری واژه‌های آماری استفاده کرد. محاسبات آماری آنالیز اندازه دانه‌ها ممکن است به چند روش انجام شود که یکی از این روشها رسم منحنی و محاسبات به روش ترسیمی می‌باشد. استفاده از منحنی و گرافیک در نمایش نتایج حاصله ، باعث تسهیل در بررسی آن می‌شود. در واقع یک منحنی خوب و درست بهتر از چند صفحه حرف و بیان است. در رسوب شناسی نمودارها و منحنیهای مختلفی استفاده می‌شود که در زیر توضیح داد شده است.

 

منحنی هیستوگرام

هیستوگرام یک نوع روش ترسیمی است که فراوانی نسبی اندازه ذرات بوسیله مناطق مختلف در آن نشان داده شده می‌شود. برای رسم هیستوگرام ، اندازه ذرات را در محور Xها طوری رسم می‌کنیم که از چپ به راست اندازه قطر ذرات کاهش یابد. یا به عبارت دیگر ذرات درشت در طرف چپ و ذرات ریز در سمت راست قرار می‌گیرند. مقدار وزنی ذرات یا درصد وزنی آنها را که به نام فراوانی یا فرکانس نامیده می‌شوند را روی محور yها قرار می‌دهیم. پس از رسم نمودار ، مستطیلهایی بدست می‌آید که یکی از اضلاع آن که بر روی محور Xها قرار داد فاصله خطی هر رده از اندازه ذرات را نشان می‌دهد.
وضع دیگر آن فراوانی یا فرکانس ذرات در هر رده را نشان می‌دهد. بدین ترتیب سطح هر مستطیل نشانه‌ای از تراکم هر رده خواهد بود. اختلاف سطح در هر مستطیلهای نمودار هیستوگرام بیانگر اختلاف فراوانی ذرات در هر رده می‌باشد. بالاترین نقطه تجمع در هیستوگرام را به نام مد (Mode) می‌گویند. اگر هیستوگرام دارای یک مرکز تجمع باشد. آن را یونی مدال (Unimodal) و اگر در مرکز تجمع باشد بایمدال (Bimodal) و اگر چندین مرکز تجمع داشته باشد (Moltimodal) مولتی مدال نامیده می‌شود.

 

منحنیهای توزیع عادی یا نرمال

در این نوع منحنیها مانند نمودارهای هیستوگرام قطر ذرات را در محور Xها و فراوانی آنها را در محور Yها قرار می‌دهیم. تعیین با توجه به فراوانی هر قطر نمودا را رسم می‌کنیم. توزیع ذرات دانه درشت و دانه ریز در دو طرف نمودار یا منحنی حاصله به یک اندازه بوده و بیشترین تجمع ذرات در مرکز آن می‌باشد. این نوع منحنی را منحنی زنگوله‌ای زنگ مانند (Bell Shaped) می‌نامند. در اینگونه منحنیها مد، میانگین (Mean) باهم برابر می‌باشند. غالبا نقطه خمیدگی منحنی در 16 و 84 درصد بوده و قسمت وسط منحنی در حدود 68% می‌باشد.

 

منحنیهای تجمعی

اینگونه منحنیها از جمع کردن درصد وزن ذرات اندازه گیری شده در یک رده با درصد اندازه ذرات در رده قبلی حاصل می‌شود. اندازه ذرات در روی محور Xها به نحوی قرار گرفته است که ذرات دانه درشت در طرف چپ و ذرات دانه ریز در سمت راست بوده و درصد وزن ذرات روی محور Yها قرار می‌گیرد. این نوع منحنیها معمولا به شکل S می‌باشند. با استفاده از این منحنیها ، محاسبه پارامترهای آماری از قبیل میانگین میانه و غیره بسادگی صورت می‌گیرد.

 

پارامترهای آماری

برای ارزشیابی یک سری نمونه پس از تعیین اندازه ذرات آنها ، منحنیهای مورد نظر رسم شده و آنها را با یکدیگر مقایسه می‌کنیم. برای بررسی بهتر و دقیقتر یک سری نمونه از نظر اینکه کدامیک دارای جورشدگی بهتر از دیگری است و یا اینکه فراوانی ذرات به نحوی از یک سری پارامترهای آماری از قبیل میانگین ، کج شدگی و غیره استفاده کرده و آنها را محاسبه می‌کنند که عبارتند از :

مد (Mode)

مد قطری است که بیشترین فراوانی را دارد. بهترین منحنی برای پیدا کردن مد استفاده از منحنیهای تجمع عادی می‌باشد. بررسی مد برای ژنز رسوبات و مطالعات حمل و نقل بویژه زمانی که یک رسوب از دو یا چند منشا بوجود آمده باشد مفید می‌باشد. بطور کلی مد کاربرد زیادی ندارد و از اندازه ذرات مستقل است، لذا اندازه گیری خوبی برای حد متوسط ذرات در کل رسوب نمی‌باشد.

میانه (Median)

میانه عبارت است از قسمت وسط منحنی نصف ذرات درشت تر و نصف دیگر ذرات ریزتر از آن می‌باشد. مقدار میانه در روی منحنی تجمعی در نقطه 50% قرار می‌گیرد. میانه در منحنیهای بایمدال فاقد ارزش می‌باشد. در مقیاس میلیمتری هر قدر میانه بیشتر باشد ذرات دانه درشت تری در مقیاس فی (φ) هر قدر میانه کوچکتر باشد ذرات دانه‌ها درشت ترند.

میانگین (Mean)

میانگین عبارت است از حد متوسط اندازه ذرات در رسوب. برای اندازه گیری میانگین معمولا یک نماینده از قطرهای کوچک ، یک نماینده از قطرهای متوسط و یکی از قطرهای بزرگ انتخاب می‌کنند و از این سه نماینده میانگین می‌گیرند.

 

اندازه گیری یکنواختی اندازه و ذرات

یکنواختی یا جورشدگی عبارت است که ذرات تشکیل دهنده رسوب یا سنگ تا چه اندازه به یکدیگر نزدیک باشند روشهای مختلفی برای اندازه گیری جورشدگی ذرات در رسوبات ارائه شده است که از جمله آنها ضریب جورشدگی ترسک (Trask) می‌باشد و از رابطه جذر قطر 25% بر قطر 75% بدست می‌آید. این رابطه در مقیاس میلیمتر محاسبه می‌شود.

 

کج شدگی منشحنی

کج شدگی عبارت از نامتجانس بودن منحنی توزیع ذرات که بوسیله دنباله منحنی توزیع مشخص می‌گردد. در منحنیهای متقارن مقدار کج شدگی صفر است. در منحنیهایی که دنباله آنها به طرف راست یا به طرف رسوبات دانه ریزتر متمایل باشد مثبت و اگر دنباله منحنی به طرف چپ یا رسوبات دانه درشت تر متمایل باشد منفی است.
از کج شدگی برای تعبیر و تفسیر محیط رسوبی فرآیندهایی که باعث حمل و نقل شده است استفاده می‌شود. به عنوان مثال اگر کج شدگی مثبت باشد (اکثریت با رسوبات دانه ریز باشد) نشانه رسوبگذاری در یک محیط آرام می‌باشد و اگر کج شدگی منفی باشد (اکثریت با رسوبات دانه درشت باشد) رسوبگذاری در یک محیط پرانرژی صورت گرفته است.
منبع : دانشنامه رشد

محیطهای حد واسط

این محیطها در منطقه لیتورال مابین حد متوسط جزر و حد متوسط مد قرار دارد. عرض منطقه لیتورال ممکن است تا چند مایل برسد که بستگی به گسترش شیب ساحل و ارتفاع امواج دارد.

محیطهای حد واسط (Transitional environment)

این محیطها در منطقه لیتورال مابین حد متوسط جزر و حد متوسط مد قرار دارد. عرض منطقه لیتورال ممکن است تا چند مایل برسد که بستگی به گسترش شیب ساحل و ارتفاع امواج دارد.
سواحل (beaches)

در محیط پرانرژی ساحلی ، رسوبات معمولا دارای دانه بندی در حد ماسه و سنگ متوسط دانه تا گراول می‌شود. ماسه سنگهایی که در این محیط نهشته می‌شود، می‌تواند انواع ساختمانهای رسوبی مانند ریپل مارک ، و یا خطوط موجی شکل نازک از ماسه‌های ریز و سایر خرده سنگها که در اثر جریان آب ایجاد می‌شود، را نشان دهند. آبگیرهایی که بر اثر جزر و مد بر جای می‌ماند (tidal-pools) در سواحل سنگی فراوان بوده و انواع زیادی از موجودات در آن یافت می‌شود. سنگهای این ناحیه اکثرا بوسیله بی‌مهرگان چسبنده و جلبکها پوشیده می‌شوند. موجودات بنتیک متحرک مثل ستاره‌های دریایی و حلزونها در این محیط فراوان است که پس از پرشدن این آبگیرها بوسیله رسوبات ، این فسیلها نیز در آنها محفوظ می‌مانند.

تصویر

پهنه‌های جزر و مدی (Tidal-flats)

این نوع پهنه‌ها در قسمت کم انرژی لیتورال یافت شده و اکثر رسوبات آن ریزدانه است، مثل رس و سیلت و گلهای آهکی. رسوبات تخریبیدولومیت و آهک هستند در مناطق گرم و به شرط عدم وجود منشا رسوبات پر شده و باعث بوجود آمدن یک سنگ رسوبی می‌شود که این ساختمان را در خود حفظ می‌کند. در مجاورت قسمتهای مرتفع (high land) مجتمع می‌شوند. در حالی که گلهای آهکی که منشا

کولاب (Lagoon)

معمولا ریفهای مرجانی در ساحل مقداری از قسمت کم عمق آب دریا را بطور کامل از قسمت اصلی دریا جدا می‌کنند. این حجم آب جدا شده را کولاب می‌گویند. رسوبات این ناحیه عمدتا از نوع تخریبی هستند که از خشکی حمل شده‌اند و اغلب شامل گلهای آهکی هستند میزان عناصر لازم جهت رشد موجودات زنده (nutrient level) بالا بوده و در نتیجه موجب تنوع و تراکم موجودات در این قسمت می‌شود. گردش محدود آب در مناطق گرم و خشک در این محیط باعث رشد کانیهای تبخیری مانند هالیت و ژیپس می‌گردد.

مصب رودخانه یا خلیج دهانه‌ای (Estuaries)

از مشخصات این منطقه تداخل آب دریا و آب شیرین است. مصب‌ها محیط گسترده‌ای از آب نیمه شور ، نیمه شیرین (Brackish water) هستند که در دهانه رودخانه‌ها به علت جزر و مد و تداخل آب دریا و آب شیرین تشکیل می‌شوند. رسوبات این قسمت اکثرا از رسوبات حمل شده از خشکی می‌باشد و ساختمانهای رسوبی مانند ریپل مارک و آبراهه‌ها را دربر دارد.

موجودات زنده در مصب رودخانه

این محیط دارای موجودات گیاهی و جانوری مشخصی بوده و مطالعات اخیر نشان داده است که موجودات این ناحیه شوری آب را ترجیح می‌دهد و بعضی گونه‌ها می‌توانند در مقابل تغییرات زیاد شوری آب مقاومت کنند و هم در آب شیرین و هم آب دریا زندگی می‌کنند.

تصویر

باتلاق و مرداب ساحلی (Coastal marsh and swamp)

باتلاقهای ساحلی در محدوده منطقه جزر و مدی قرار دارند. رسوبات باتلاقها اکثرا شبیه رسوبات مربوط به زمینهای آبگیر می‌باشند. تفاوت مهم بین این دو منطقه در این است که حرکت آب در باتلاقها به قدری محدود است که گیاهان نیز می‌توانند در آن رشد کنند. این گیاهان مانند یک فیلتر نگاهدارنده برای رسوبات ریز مانند سیلت و رس عمل کرده و تحت شرایط مساعد ممکن است به صورت پیت (Peat) درآیند. رسوباتی که در مردابها یافت می‌شود عمدتا سیلت ، گل ، رس و پیت هستند. در اصطلاح به این دو منطقه ، مناطق زغال ساز (coal-Formin) نیز می‌گویند.

موجودات زنده باتلاقها و مردابهای ساحلی

گاهی این دو منطقه ، حاوی بی‌مهرگان کوچک و حتی مهره‌داران آبزی می‌باشد.

رخساره‌های زیستی (Biofacies)

محیطهای رسوبگذاری همچنانکه عامل اصلی بوجود آمدن لیتولوژیهای خاص هستند، باعث پیدایش رخساره‌های زیستی ویژه نیز می‌گردند. آهکهای ریفی که مهمترین رخساره زیستی‌اند، بیشترین فراوانی و متنوع‌ترین ارگانیسمها را دارا می‌باشند.

ارگانیسمهای موجود در رخساره‌های زیستی

محیط ریف غنی از اکسیژن و نور و مواد غذایی است که شامل اجتماعی از اسفنج‌ها ، بریوزوآها ، گاستروپودها ، جلبکهای آهکی و مرجانها است. عناصر ویژه رخساره‌های زیستی دریایی فرامینیفرها می‌باشند که زوناسیون بیواستراتیگرافی بوسیله آنها می‌گیرد. مثلا توالی بیوزونهای فوزولینید ، مرزهای زمانی را مشخص ساخته و تطابق و تقسیمات زمان استراتیگرافی را امکان پذیر می‌سازد.

رخساره‌های حوضه (Basin facies)

رخساره‌های حوضه‌ای دریایی در آب های نسبتا عمیق ، گسترش دارند. این رخساره‌ها بیشتر از سیلتستون (Silt stone) و کلیستون (Clay stone) سیاه و لامینه تشکیل یافته است. رخساره‌های حوضه در شرایط غیرهوازی در پایینتر از حد موج نهشته شده و در قسمت عمیق‌تر ، زیر ماسه سنگهای دانه ریز با دانه بندی تدریجی قرار دارند.

نتیجه نهایی (پالئوژئوگرافی یا دیرین جغرافیایی)

رخساره‌های زیستی (Bio Facies) و سنگی (Litho Facies) نتایج و محصول محیطهای رسوبی قدیمی می‌باشند. محیطهای قدیمی ، نواحی می‌باشند که دارای مجموعه مشخص از ویژگیهای فیزیکی ، شیمیایی و زیستی بوده و آثار آنها روی رسوبات انباشته شده باقی مانده است. بازسازی این محیطهای قدیمی زمین شناسان را در ارائه یک نقشه جغرافیایی قدیمی یاری می‌دهد. با چنین نقشه‌ای بر اساس بیرون زدگی لایه‌ها و مقاطع زیرزمینی ، سنگهای هم زمان و محیطهای قدیمی تفسیر می‌شوند.
منبع : دانشنامه رشد

رسوبات بادی

پس از کم شدن سرعت باد (قدرت کم باد) موادی که بوسیله آن حمل می‌شوند بتدریج به ترتیب درشتی و ریزی به روی زمین می‌نشینند. باد باعث جورشدگی ذرات می‌شود. موادی که بوسیله باد رسوب داده شده است، رسوبات بادی یا Eolian می‌نامند. این رسوبات را می‌توان به چند دسته از قبیل تپه‌های شنی (Dunes) ، ریپل مارک‌ها (Ripple Marle) ، لس‌ها (Loess) و گرد و غبار تقسیم نمود.

دید کلی

پس از کم شدن سرعت باد (قدرت کم باد) موادی که بوسیله آن حمل می‌شوند بتدریج به ترتیب درشتی و ریزی به روی زمین می‌نشینند. باد باعث جورشدگی ذرات می‌شود. موادی که بوسیله باد رسوب داده شده است، رسوبات بادی یا Eolian می‌نامند. این رسوبات را می‌توان به چند دسته از قبیل تپه‌های شنی (Dunes) ، ریپل مارک‌ها (Ripple Marle) ، لس‌ها (Loess) و گرد و غبار تقسیم نمود.

تصویر

تپه‌های شنی (Dunea)

باد معمولا ماسه‌ها را به شکل تپه یا رشته تپه‌های ماسه‌ای در سطح زمین برجای می‌گذارد که به آنها اصطلاحا تپه‌های شنی یا دونها اطلاق می‌شود. شرط اساسی برای تشکیل تپه‌های ماسه‌ای وجود باد و مقدار کافی ماسه‌های قابل انتقال توسط باد است. به همین خاطر این تپه‌ها اغلب در مناطقی از قبیل صحراها ، سواحل دریاها و دریاچه‌ها که ماسه فراوان است تشکیل می‌شوند. در دو طرف تپه‌های شنی دو شیب متفاوت دیده می‌شود. دامنه‌ای که به طرف باد است دارای شیب ملایم متر در حدود 5 تا 15 درجه می‌باشد و دامنه عکس جهت باد دارای شیب تندتر در حدود 20 تا 25 درجه می‌باشد.

ریپل مارک (Ripple Marke)

ریپل مارک‌ها اشکال موجی هستند که معمولا در سطوح صاف ماسه‌ها بوجود می‌آیند. ریپل مارک در اثر فعالیت امواج آب و یا باد بوجود می‌آید و اغلب در سطح تپه‌های شنی صحراها و یا ماسه‌های کنار دریا تشکیل می‌شوند. اندازه و دامنه و طول ریپل مارک‌ها بستگی به سرعت و شدت باد و یا امواج آب دارد.
علت ایجاد ریپل مارک‌ها اختلالف جهش دانه‌ها به هنگام عمل حمل و نقل می‌باشد، زیرا در جهت مقابل باد ذرات ماسه بیشتر تحت اثر قدرت باد قرار می‌گیرد و به حرکت در می‌آیند و در سطح مخالف که دارای شب بیشتری است سقوط می‌کنند. ریپل مارک‌های نامتقارن در مقطع مانند تپه‌های شنی ، شکل نامتقارنی دارند. یعنی یک طرف آن دارای شیب کم (Luv) و طرف دیگر دارای شیب بیشتری (Lee) است.

تصویر

لس (Loess)

یکی دیگر از رسوباتی که بوسیله باد گذاشته می‌شود لس است. لس‌ها از ته نشست موادی که به صورت شناور در باد حمل می‌شوند بوجود می‌آیند. این نوع رسوبات ممکن است منشا صحرایی یا یخچالی داشته باشند و به مقدار زیاد در مناطق یخچالی تشکیل می‌شوند. لس‌ها فاقد لایه‌بندی و سیمان می‌باشند ولی وجود ذرات خیلی ریز و گوشه‌دار در آن موجب چسبندگی دانه‌ها به یکدیگر می‌شود. تاحدی که اگر رسوبات لسی به صورت قائم نیز بریده شوند هیچگونه ریزشی در آنها ایجاد نمی‌شود.

  • رنگ لس‌ها :رنگ لس‌ها به علت اکسیده شدن کانی‌های آهن‌دار موجود در این رسوبات زرد و یا قهوه‌ای می‌باشد و اکثرا به علت ترکیبی که دارند از نظر زراعتی خاک‌های مرغوبی را تشکیل می‌دهند.
  • ذرات تشکیل‌دهنده لس‌ها : لس‌ها از ذرات کانی به خصوص کوارتز ، فلدسپات ، میکا ، کلسیت ، دولومیت و گاهی اوقات هم مواد رسی تشکیل شده است که اغلب این ذرات گوشه‌دار بوده و قطر آنها بین 0.03 تا 0.04 میلیمتر است.
  • عروسک‌های لسی : در اثر تخریب لس ، بخصوص سطح خارجی آن ، مواد آهکی شسته شده (چون اکثرا لس با آهک دیده می‌شود) و باعث ایجاد اشکال کروی نامنظم (نودول) در لس‌ها می‌شوند که به این اشکال حاصله عروسک‌های لسی یا Loess nudule می‌گویند.

گرد و غبار

ذرات بسیار ریز خیلی زود بوسیله باد به حالت معلق در هوا پراکنده شده و مسافت‌های بسیار زیادی را بوسیله باد طی می‌کنند. با کم شدن سرعت باد این ذرات معلق در هوا ، ته نشست می‌کند. ریزش برف و باران نیز به ته نشست این مواد کمک می‌کند. این گرد و غبارها ممکن است پس از طی مسافت‌های طولانی در نواحی قطبی روی یخ‌ها ته نشست کرده و رنگ یخچال‌ها را تیره بسازند.
گرد و غباری که توسط باد حمل می‌شود اغلب دارای قطری بین 8/1 تا 16/1 میلیمتر می‌باشد و بیشتر از کانی‌های کوارتز ،میکا ، رس ، کربناتها ، زیرکن و مگنتیت تشکیل شده‌اند. از ویژگی‌های این نوع رسوبات گسترش وسیع و ضخامت کم آنها می‌باشد.
منبع : دانشنامه رشد

طبقه بندی سنگهای آواری

ذرات تشکیل دهنده این سنگها در اثر تخریب سنگهای مناطق قاره‌ای بوجود آمده‌اند و توسط رودخانه‌ها به درون حوضه رسوبیگل سنگها حمل شده و رسوب کرده‌اند. این سنگها را بر اساس اندازه ذرات تشکیل دهنده آنها به سه دسته سنگهای دانه ریز یا ، دانه متوسط یا ماسه سنگها و دانه درست یا کنگرومراها و برشهای رسوبی تقسیم می‌کنند.

دید کلی

ذرات تشکیل دهنده این سنگها در اثر تخریب سنگهای مناطق قاره‌ای بوجود آمده‌اند و توسط رودخانه‌ها به درون حوضه رسوبیگل سنگها حمل شده و رسوب کرده‌اند. این سنگها را بر اساس اندازه ذرات تشکیل دهنده آنها به سه دسته سنگهای دانه ریز یا ، دانه متوسط یا ماسه سنگها و دانه درست یا کنگرومراها و برشهای رسوبی تقسیم می‌کنند.

سنگهای آواری دانه ریز یا گل سنگها

  • اندازه ذرات تشکیل دهنده این دسته از سنگهای رسوبی کمتر از ماسه و در حد سیلیت و رس (ریزتر از 0.0625 میلیمتر) است. بطور کلی این دسته از سنگهای رسوبی بر اساس اندازه ذرات و قابلیت تورق آنها نامگذاری می‌شوند. قابلیت تورق یکی از خصوصیات محیط رسوبی است که نشاندهنده عدم فعالیتهای موجودات زنده کف‌زی در هنگام رسوبگذاری می‌باشد. زیرا اگر موجودات زنده دارای فعالیت باشند باعث به هم ریختگی طبقات می‌گردند.
  • چنانچه بیش از 3/2 ذرات تشکیل دهنده سنگ در اندازه سیلیت باشد در صورت نبودن تورق ، سنگ را سیلتستونشیل سیلتی (silt – shale) می‌نامند. اگر ذرات سیلیت بیشتر از 3/1 ولی کمتر از 3/2 ذرات تشکیل دهنده سنگ را درست کند و بقیه ذرات در انداره رس باشد، در صورت نبود تورق سنگ را گل سنگ (mudstone) و در صورت وجود تورق آنرا شیل گل(mud – shale) می‌نامند.
    (Siltstone) نامیده و در صورت وجود تورق ،
  • اگر مقدار سیلیت در سنگ کمتر از 3/1 ذرات تشکیل دهنده سنگ و بیشتر از رس باشد، در صورت دارا بودن تورق ، سنگ را شیل رسی (cldy-shale) نامیده و در صورت نبود تورق آنرا رس سنگ (clay stone) می‌نامند. بطور کلی واژه گل سنگ زمانی بکار برده می‌شود که میزان رس و سیلیت در سنگ تقریبا به یک اندازه باشد. همچنین گل سنگ واژه عمومی است که در هنگام طبقه‌بندی سنگهای آواری دانه ریز برای تمامی سنگهایی که اندازه آنها ریزتر از ماسه باشد نیز بکار برده می‌شود.

سنگهای آواری دانه متوسط یا ماسه سنگها

اندازه ذرات تشکیل دهنده این دسته از سنگهای رسوبی در حد ماسه (بین 0.0625 تا 2 میلیمتر) بوده و بدین جهت آنها را ماسه سنگ می‌نامند. ماسه سنگها به دو دلیل توصیفی و یا ژنتیکی نامگذاری می‌شوند. نامگذاری توصیفی بر اساس کانیهای تشکیل دهنده و بافت سنگ می‌باشد. ولی تقسیم‌بندی ژنتیکی بر اساس محیط رسوبی ، که سنگ در آن تشکیل شده استT می‌باشد. چون طبقه‌بندی ماسه سنگها بیشتر بر اساس کانیهای تشکیل دهنده سنگ است. فراوانی کانیهای موجود در سنگ به سه عامل فراوانی ، پایداری مکانیکی و ثبات شیمیایی بستگی دارد.

فراوانی(availbility)

بدین معنی است که کانیهای تشکیل دهنده سنگ باید به حد کافی در منشا وجود داشته باشد. نامگذاری و تقسیم‌بندی سنگ بر اساس فراوانی کانیها و ذرات تشکیل دهنده سنگ می‌باشد.

پایداری مکانیکی

عبارت از مقاومت سنگها در برابر هوازدگی است. برای این منظور باید کانیها فاقد رخ بوده و از سختی زیادی برخوردار باشند. زیرا در مدت تخریب طولانی ذراتی که نرم بوده و دارای رخ باشند از بین می‌روند. بنابراین باید ذرات تشکیل دهنده سنگ از پایداری مکانیکی زیادی برخوردار باشند تا از بین نروند.

ثبات شیمیایی

عبارت از مقاومت شیمیایی کانیها در برابر تجزیه است. کانیهایی که در سنگهای آذرین در مرحله آخر متبلور شده‌اند در مقابل عمل هوازدگی شیمیایی از ثبات شیمیایی بیشتری برخوردار هستند. زیرا در محیطهای سردتر و دارای آب بیشتر تشکیل شده‌اند و شرایط تشکیل آنها مشابه سطح زمین می‌باشد. طبق این اصل کوارتز دارای ثبوت شیمیایی بیشتری می‌باشد، چون آخرین کانی متبلور شده می‌باشد.

طبقه‌بندی ماسه سنگ بوسیله فولک

طبقه‌بندی ماسه سنگ توسط فولک بر اساس کانیهای کوارتز ، فلدسپات و خرده سنگها می‌باشد در این طبقه‌بندی که بر اساس کانیهای اصلی می‌باشد، درصد ماتریکس ، سیمان شیمیایی ، گلاگونیک و … در نظر گرفته نمی‌شود. برای نامگذاری سنگها در این روش باید مقدار کانیهای اصلی ذکر شده در سنگ را تعیین کرده و آنها را به درصد تبدیل نمود و بر اساس درصد ذرات بدست آمده سنگ را نامگذاری کرد. فولک ماسه سنگها را به هفت گروه کوارتز آرنایت ، ساب آرکوز ، ساب لیتارنایت ، لیتارنایت ، لیتیک آرکوز و فلدسپاتیک لیتارنایت تقسیم می‌شوند. البته بر حسب نوع خرده سنگها نیز تقسیم‌بندیهای جزئی تری دارند.

طبقه‌بندی ماسه سنگها توسط پتی جان

در این طبقه‌بندی بافت سنگها نیز در نظر گرفته شده است و بر اساس ماسه سنگها به دو گروه تقسیم می‌شوند گروه اول آنهایی هستند که بیشتر از ذرات ماسه‌ای تشکیل شده‌اند و کمتر از 15% ماتریکس دارند و گروه دوم ماسه سنگهای کثیف نامیده می‌شوند و ماتریکس آنها بیش از 15% می‌باشد.
در واقع در این نوع تقسیم‌بندی بر اساس بافت و همچنین جنس ذرات تشکیل دهنده سنگ را تقسیم می‌کنند و سنگهایی که ماتریکس آنها کمتر از 15% می‌باشند شامل: کوارتز آرنایت ، ساب آرکوز ، ساب لیتارنایت ، آرکوز ، آرکوز آرنایت و لیتیک آرنایت می‌باشد و سنگهایی که ماتریکس آنها بیشتر از 15% می‌باشد عبارتند از کوارتز وک ، آرکونیک وک ، فلدسپات گری وک و لیتیک گری وک. اگر درصد ماتریکس سنگ بیش از 75% باشد مادستون‌ها را بوجود می‌آورد.

سنگهای آواری دانه درشت

سنگهای دانه درشت آواری از به هم چسبیدن ذرات در اندازه گراول تشکیل می‌شوند بر اساس درجه گردشدگی ذرات خود به دو دسته گنگلومراها و برشهای رسوبی تقسیم می‌شوند. کنگلومرا سنگی است که از ذرات دانه درشت (گراول) با گردشدگی خوب تشکیل شده است. برشهای رسوبی عبارت از سنگهایی است که ذرات دانه درشت تشکیل دهنده آن به صورت زاویه‌دار باشند.

کنگلومراها

در حالت کلی می‌توان سنگهای دانه درشت آواری را بر اساس بافت که عبارت است از نسبت ذرات دانه درشت و نوع ماتریکس موجود در سنگ ، نوع یا جنس ذرات دانه درشت تشکیل دهنده و منشا دانه‌ها تقسیم‌بندی کرد. چنانچه دانه‌های گراول بیش از 80% ذرات سنگ را تشکیل دهند سنگ را کنگلومرا می‌نامند.
اگر مقدار گراول کمتر از 80% باشد سنگ را بر اساس مقدار گراول و نوع ماتریکس موجود در آن نامگذاری می‌کنند اگر مقدار گراول بین 30 تا 80 درصد باشد، بر اساس ماتریکس سنگ را به سه دسته کنگلومرای ماسه‌ای (ماتریکس دانه‌های ماسه می‌باشد) ، کنگلومرای ماسه‌ای – گلی (ماتریکس ذرات در اندازه ماسه و گل می‌باشد) و کنگلومرای گلی (ماتریکس ذرات در حد گل است) نامگذاری می‌کنند.

دیامیکتایت (diamictite)

سنگهای دانه درشت که حاوی ماتریکس زیادی می‌باشند و از رسوبات یخچالی حاصل شده‌اند را دیامیکتایت می‌نامند. این واژه برای سنگهایی بکار می‌رود که دارای جورشدگی بد ، بدون آهک و از ذرات آواری در اندازه ماسه یا درشتتر که در داخل ماتریکس دانه ریز قرار گرفته‌اند، تشکیل شده است. بیشتر دیامیکتایت‌ها کنگلومراهایی هستند که از دانه‌هایی با ترکیب متفاوت تشکیل شده‌اند.

تقسیم‌بندی کنگلومراها بر اساس ترکیب

بر اساس ترکیب یا جنس ذرات دانه درشت تشکیل دهنده کنگلومرا ، آنها را به دو دسته اولیگومیکتیک و پلی میکتیک تقسیم می‌کنند. اگر ذرات دانه درشت گراولی از یک جنس باشد، سنگ را تک منشائی یا اولگیومیکتیک (oligomictic) می‌نامند. در واقع اولیگومیکتیک سنگی مخلوطی است که جنس ذرات آن تقریبا یکنواخت می‌باشد. کنگلومراهایی که ذرات گراول آنها از انواع مختلف خرده سنگها درست شده باشد آن را چند منشائی یا پلی میکتیک کنگلومرا (polymictic) می‌نامند.

تقسیم‌بندی کنگلومراها از لحاظ منشا

کنگلومراها را بر اساس منشا دانه‌ها نیز تقسیم‌بندی می کنند. چنانچه ذرات از خارج حوضه به درون حوضه حمل شوند و رسوب کنند آنرا کنگلومرای خارج سازندگی (extra formational) می‌نامند و اگر منشا دانه‌ها از درون حوضه باشد آن را کنگلومرای درون سازندگی (intra formational) می‌نامند.
منبع : دانشنامه رشد